دورە سلطان محمود غزنوی (دون سلطان صحاک و بابایادگار)  

طبق آثار منتشرە ابوالقاسم محمود بن سبکتکین (۳۶۰ ه‍.ق.-۴۲۱ ه‍.ق.)، ملقب به سیف‌الدوله، یمین‌الدوله، امین‌المله، غازی و مشهور به سلطان محمود غزنوی پادشاه سلسله غزنویان بود.سلطان محمود که اولین پادشاه مستقل و بزرگترین فرد خاندان غزنوی است به دلیری و بی‌باکی و کثرت فتوحات و شکوه دربار ، مخصوصاً غزوات او در هند و غنایمی که از آنجا آورده مشهور است . وی اولین فرمانروا است که به خود عنوان «سلطان» داد تا استقلال خود را از دستگاه خلافت نشان دهد.

ادامه مطلب  

مراقبت از غرور پدر  

بار سنگینیستکمر را که هیچ ابرو درهم میشکند و بغض در گلو آتشت میزند .غم عالم در وجودت را حس میکنی .زندگی را درک میکنی وقتی پدر غرورش جریحه دار میشود.
طوری باید زخم های این شیر را مرهم نهاد که متوجه ترحم تو نشود .مراقبت از غرور پدر سخت ترین مرحله زندگی توست .او باید احساس کند که روی پا خود زندگی اش را میچرخاند .با صدای مهیبش غرش می کند تا زمین و زمان بلرزد و خدا دوباره به خودش احسنت گوید.
به رخش نکش
نصیحتش نکن مرد
راه را نشانش نده ای راه بلد
دستش را ب

ادامه مطلب  

مراقبت از غرور پدر  

بار سنگینیستکمر را که هیچ ابرو درهم میشکند و بغض در گلو آتشت میزند .غم عالم در وجودت را حس میکنی .زندگی را درک میکنی وقتی پدر غرورش جریحه دار میشود.
طوری باید زخم های این شیر را مرهم نهاد که متوجه ترحم تو نشود .مراقبت از غرور پدر سخت ترین مرحله زندگی توست .او باید احساس کند که روی پا خود زندگی اش را میچرخاند .با صدای مهیبش غرش می کند تا زمین و زمان بلرزد و خدا دوباره به خودش احسنت گوید.
به رخش نکش
نصیحتش نکن مرد
راه را نشانش نده ای راه بلد
دستش را ب

ادامه مطلب  

زندگی نامه کوسم سلطان (( ماه پیکر سلطان ))  

کوسم سلطان با نام اصلی خود آناستازیا ( Anastasia ) ( به ترکی استانبولی: Kösem Sultan ) در سال 1590 میلادی متولد شد. نام کامل او  (به ترکی استانبولی ) Devletlu İsmetlu Mahpeyker Kösem Valide Sultan Aliyyetü'ş-Şân Hazretleri  است او همچنین پرنسس یک جزیره در یونان به نام تینوس - Tinos بود. او همچنین معروف به ماه‌پیکر سلطان همسر سلطان احمد و مادر ابراهیم یکم، مراد چهارم، شاهزاده سلیمان، شاهزاده قاسم، عایشه سلطان، فاطمه سلطان، گوهرخان سلطان و خان‌زاده سلطان بود. کوسم سلطان یا ماه

ادامه مطلب  

ای ایاز آن پوستین را یاد آر ...  

سلطان محمود غلامی به نام ایاز داشت . علاقه ی سلطان به ایاز اون قدر زیاد بود که ایاز رو به وزارت گمارده بود . روزی عده ای از بادمجون دور قاب چینای دربار به سلطان خبر می دن که ایاز هر روز مدتی رو در یکی از اتاق های خزانه سپری می کنه و حتمن مشغول دزدی از خزانه است ! سلطان محمود ایاز رو احضار می کنه و می گه می خوام بدونم تو خزانه چه می کنی ؟ ایاز می گه : قربان مطمئنید که می خوای ببینید ؟ و سلطان جواب مثبت می ده . با هم به خزانه می رن و جلوی در اون اتاق ایاز

ادامه مطلب  

 

"بشینیم یه چایی بخوریم؟" یه جمله ی ساده . میخوام اون پیرهن طوسیه رو بپوشم، پیرهن طوسیه که سر تا پاش هیچی نداره، یه پیرهن سادست. ساده ترین و گشاد ترین پیرهنمو میپوشم. ساده ترین و بزرگترین لیوان های تو کابینت رو جدا میکنم و بهت میگم که " بشینیم یه چایی بخوریم؟" . با دستای خیسم چایی میریزم. پرده ها رو میزنم کنار و روی روفرشی زمخت توی هال ولو میشیم. میخوام ساده ترین روز زندگی مو تصور کنم، اون روز که همه مشکل های پشت تلفن رو میشه با یه جمله حل کرد: " بشین

ادامه مطلب  

من دارم سعی می کنم ادامه بدم  

دیروز با ابولوف حرف زدم راجب اداره. نظرش این بود که بهشون توجه نکنم و هر حرفی زدن یه گوشم در یه گوشم دروازه. تا الان غیر از اینم نبوده اما گاهی از دستشون کلافه میشم. گاهی فکر می کنم چقدر قوی بودم تا حالا که در برابر آدمایی از این دسته که اتفاقا کم هم نبودند توی زندگیم مقاومت کردم. گاهی دلم برای خودم می سوزه. گاهی به خودم افتخار می کنم و گاهی اصلا نمی دونم چه کاری از دست خودم برای خودم ساخته ست. 

ادامه مطلب  

 

بیا آروم تو گوشم بخون، الا بذکر الله تطمئن القلوب...که آروم بگیره این دل آشوب ...بیا بهم بگو خدا هنوز همون خداست که سفت و سخت هوامو داره بیا بگو خدا هنوزم دوسم داره ،بگو هنوزم بغلم کرده...بگو زخمای دلم خوب میشه ، بگو یه روز قد میکشم تا اوج...بیا بهم بگو این شرمندگی ها تهش دلخوشیه....بگو این روسیاهیا تهش سفیدیه...بگو خدا باهامه...صدامو می‌شنوی؟!بیا آروم تو گوشم بخون...بذکر الله تطمئن القلوب.

ادامه مطلب  

نهی ازمنکر کنید  

بچه ها سلام امروز کانال 7 کارتون سندباد را نشان داد که یه سلطان بدی که اسمش محمد بوده وخیلی ظالم ورفت توی مسجد وژیلا از بالای گنبد به جای خدا با سلطان حرف زد!!! میبینید درست شب تولد پیامبر  این کارتون رو نشون دادند.وظیفه داریم به شماره 212781 زنگ بزیم و شماره 3 رو بگیرید به کارشناس اعتراض کنید این یعنی نهی از منکر.

ادامه مطلب  

دایی خواهرت زد تو گوشم  

دایی یاسر دوشنبه و سه شنبه ها به خاطر کارش میاد شهرکرد . سه شنبه بود که ما ناهار خونه مامان دعوت بودیم . غزل داشت تکلیف هاش را می نوشت حالا نمیدونم چی شد که با پشت دستم زدم تو گوش غزل . غزل گریه و گریه و شکایت به مامان جون . مامان جون هم من را دعوا کرد . سر ناهار نشسته بودیم که غزل یهویی به دایی اشت گفت :   دایی خواهرت زد تو گوشم

ادامه مطلب  

قسمت 91 کوسم سلطان - ماه پیکر 91  

 
قسمت 91 کوسم سلطان - ماه پیکر 91
 
دانلود قسمت 91 ماه پیکر ( کوسم سلطان )

www.stage2.ir/دانلود-قسمت-91-ماه-پیکر--کوسم-سلطان-/


۲۶ تیر ۱۳۹۵ ه‍.ش. - خلاصه قسمت آخر سریال کوسم سلطان یا سریال ماه پیکر که عکس های ... که این سریال داستان زندگی ماه پیکر یکی از زنان تاریخ ترکیه می باشد.


دانلود قسمت 91 سریال کوسم سلطان

dehkadenews.ir/دانلود-قسمت-91-سریال-کوسم-سلطان.html



۳ روز پیش - ۱ ساعت پیش - tareenha.xyz/post/?q=کوسم+سلطان+قسمت+88+نماشا. کوسم سلطان قسمت 88 نماشا. ... خلاصه قسمت آ

ادامه مطلب  

حکایتی زیبا  

 
سلطان محمود غزنوی شبی هر چه کرد ؛ خوابش نبرد ، غلامان را گفت : حتما به کسی ظلم شده ؛ او را بیابید. پس از کمی جست و جو ؛ غلامان باز گشتند و گفتند : سلطان به سلامت باشد ، دادخواهی نیافتیم .اما سلطان را دوباره خواب نیامد ؛ پس خود برخواست و با جامه مبدل ، از قصر بیرون شد ؛در پشت قصر خود ؛ ناله ای شنید که میگفت خدایا : سلطان محمود هم اینک به خوشی در قصر خویش نشسته و در نزدیک قصرش اینچنین ستم میشود ؛ سلطان گفت : چه میگویی؟من محمودم و از پی تو آمده ام ؛ بگو

ادامه مطلب  

حکایتی زیبا  

 
سلطان محمود غزنوی شبی هر چه کرد ؛ خوابش نبرد ، غلامان را گفت : حتما به کسی ظلم شده ؛ او را بیابید. پس از کمی جست و جو ؛ غلامان باز گشتند و گفتند : سلطان به سلامت باشد ، دادخواهی نیافتیم .اما سلطان را دوباره خواب نیامد ؛ پس خود برخواست و با جامه مبدل ، از قصر بیرون شد ؛در پشت قصر خود ؛ ناله ای شنید که میگفت خدایا : سلطان محمود هم اینک به خوشی در قصر خویش نشسته و در نزدیک قصرش اینچنین ستم میشود ؛ سلطان گفت : چه میگویی؟من محمودم و از پی تو آمده ام ؛ بگو

ادامه مطلب  

سلطان قلبمی اما...  

عشق تو واسه من مرده وقتی تو دلبسته میشی
باغ من پاییزی اما تو به گل وابسته میشی
توهنوز اول راهی راهی که صد سال رفتم 
میری این راه و اما خیلی زود خسته میشی
اما سکوت این روزامم پرعشق دیگریه 
مغلوب غروب احساس از طلوع رفته میشی
راستی اما عشق دیروز پام نسوزی 
که یه روزی مث من شکسته میشی
داغت سخته حتی وقتی عشق مرده
سلطان قلبمی اما از دل من رونده میشی
 

ادامه مطلب  

بی بی منجمه سمنانی  

بی بی منجِّمه، پیشگو و جنگجوی سلطان خوارزمشاهیکی از زنان نامدار ستاره‌شناسی ایران، بی بی منجمه سمنانی است.
 
او دختر کمال‌الدین سمنانی رئیس شافعیه نیشابور و منجم‌باشی سلطان محمد خوارزمشاه و از طرف مادر به فقیه بزرگ خراسان امام محمد بن یحیی منتسب است. تاریخ تولد بی بی به درستی مشخص نیست ولی به نظر می رسد در اواخر قرن ششم متولد شده است. بی بی در خانواده ای فرهیخته رشد کرد و همچون پدرش در علم نجوم تبحر یافت و در رده دانشمندان زمان قرار گرفت، د

ادامه مطلب  

سلطان اسپم(والاس) دستگیر شد!  

سلطان اسپم» به دو و نیم سال حبس و پرداخت ۳۱۰ هزار و ۶۲۹ دلار غرامت محکوم شد.سانفورد والاس، هکری که برای خود نام مستعار «سلطان اسپم» را برگزیده بود و چند سال گذشته مسئول هزاران پیام اسپم در فیس‌بوک بود، به دو سال و نیم زندان محکوم شد.
ariamtwo|سایت علم و موزیك

ادامه مطلب  

داستان کوتاه و آموزنده  

سه سوال سلطان از وزیرشسلطان به وزیر گفت۳سوال می پرسم تا فردا اگر جواب دادی هستی وگرنه عزل میشوی.سوال اول: خدا چه میخورد؟سوال دوم: خدا چه می پوشد؟سوال سوم: خدا چه کار میکند؟وزیر از اینکه جواب سوالها را نمیدانست ناراحت بود.غلامی فهمیده وزیرک داشت.وزیر به غلام گفت سلطان ۳سوال پرسیده اگر جواب ندهم برکنار میشوم.اینکه :خدا چه میخورد؟ چه می پوشد؟ چه کار میکند؟ غلام گفت؛ هرسه را میدانم اما دو جواب را الان میگویم وسومی را فردا...!اما خدا چه میخورد؟ خد

ادامه مطلب  

سلطان احمد  

آشنایی با سلطانسلطان احمد یکم” پادشاه عثمانی
احمد یکم,سلطان احمد یکم,سلطان احمد یکم عثمانی
 
سلطان احمد یکم در 18 اوریل سال 1590 در شهر مانیسا به دنیا آمد و در 22 نوامبر سال 1617 به علت ابتلا به بیماری تیفوس در شهر استانبول در گذشت.سلطان احمد فرزند سلطان محمد سوم است.سلطان احمد چهاردهمین سلطان و خلیفه عثمانی است که دوران خلافتش از سال 1603 میلادی تا 1617 میلادی به مدت 14 سال است.سلطان احمد پس از درگذشت پدرش در 22 دسامبر 1603 میلادی که مصادف با 12

ادامه مطلب  

سه سوال درمورد خدا  

سلطان به وزیر گفت ۳ سوال میکنم فردا اگر جواب دادی هستی وگرنه عزل میشوی.
سوال اول: خدا چه می خورد؟
سوال دوم: خدا چه می پوشد؟
سوال سوم: خدا چه کار میکند؟
وزیر از اینکه جواب سوالها را نمیدانست ناراحت بود.
غلامی فهمیده وزیرک داشت.
وزیر به غلام گفت سلطان ۳سوال کرده اگر جواب ندهم برکنار میشوم.
اینکه :خدا چه میخورد؟ چه می پوشد؟ چه کار میکند؟
غلام گفت؛ هرسه را میدانم اما دو جواب را الان میگویم وسومی را فردا…!
اما خدا چه میخورد؟ خداغم بنده هایش رامیخورد.

ادامه مطلب  

 

 
 
صدای پای آب آید به گوشم                                که فریادی کشد اینک خموشم
 
صدایی از پی درد است جانم                            چنان سوزاند اینک استخوانم
 
صدای شر شر آب است مظلوم                                که بی رحمانه اینک گشته محکوم
 
صدایش یک پیام آرد برایم                              که جانان پدر من کم بهایم
 
اگر قدر و بهایم را ندانید                                سرود مهربانی را نخوانید
 
به من ظلم و ستم کردید ب

ادامه مطلب  

شبهای پیشاور . سلطان الواعظین شیرازی مناظره عالم شیعه با علما اهل سنت  

مناظره عالم شیعه با علما اهل سنت
خلاصه زندگینامه
مرحوم « سید محمدبن علی اکبر» مشهور به « سلطان الواعظین شیرازی» فرزند اشرف الواعظین حاج علی اکبر در حدود سال 1275 ش. (1314 ق.) در تهران متولد شد و مقدمات را در تهران فرا گرفت. 
سپس در 12 سالگی به همراه پدرش به عراق رفت و مدت دو سال در کربلا، سطوح متوسطه را خواند. سپس در خدمت پدر به کرمانشاه عزیمت نمود و به تبلیغ شریعت پرداخت.

ادامه مطلب  

بسته آموزش تصویری آهنگ سلطان قلبم ،با ارگ (کیبورد)  

فروش تکی بسته آموزش تصویری آهنگ سلطان قلبم  اجرا با ارگ
بسته آموزش تصویری آهنگ سلطان قلبم ،با ارگ
محتوای بسته:
آموزش تصویری آهنگ ،اجرای آهسته با ارگ
 فایل صوتی آهنگ با سرعت معمولی استاندارد            
نُت فارسی  آهنگ با زیر نویس شعر  و آکورد         
 برگه راهنمای نُت فارسی                
        قیمت بسته کامل آهنگ سلطان قلبم   فقط  8 هزار تومان
شما می توانید مبلغ فوق را به  شماره كارت  
6037-6940-4941-7029  بانك صادرات  و  یا به شماره کارت
554

ادامه مطلب  

زندگی نامه امامزاده سید محمد سلطان سبزه‌پوش اشکفتک  

امامزاده محمد ابوطالب معروف به «سلطان سبزه‌پوش» واجب التعظیم در زمین‌های کشاورزی اشکفتک مدفون است. گفته می‌شود که وی در سال 382 هجری قمری متولد شده و در نیمه نخست قرن پنجم هجری در این منطقه وفات یافته است. نسب شریف امامزاده محمد مدفون در روستای اشکفتک با هشت واسطه یا به روایتی یازده واسطه به امام سجّاد علیه السلام منتهی می‌شود که از قرار ذیل است:

ادامه مطلب  

 

هندز فری توی گوشم وز وز میکند،هنوز هم عادت نکرده ام به سرمای خشک و بیرحم این روزها،تا خالدین فیهای آدم را میسوزاند این سرما!! مچاله میشوم توی خودم و چشمهایم را میبندم،گرمای رخوتناکی تمام تنم را احاطه میکند،آهنگ توی گوشم وز وز میکند...
Lover lover lover lover lover lover lover 
Come back to me
هی ریپیت میشود و با لهجه میخواند... گرم میشود تنم... میکروفن را گرفته ام توی دستم و میخوانم،دستکش قرمز تا آرنجم را پوشانده،پیراهن قرمز دکلته کوتاهی پوشیده ام که فقط قسمت بالا تنه

ادامه مطلب  

مسجد سلطان صلاح الدین عبدالعزیز شاه کوالالامپور  

مسجد سلطان صلاح الدین عبدالعزیز شاه -Sultan Salahuddin Abdul Aziz Shah Mosque- با ظرفیت پذیرش 24 هزار نمازگزار، یکی از عظیم ترین مساجد دنیاست. گنبد آبی و معماری فوق العاده این مسجد آن را به یک جاذبه گردشگری تبدیل کرده است. بیشتر مسافرانی که به کوالالامپور سفر می کنند، اعم از مسلمان یا غیر مسلمان، از این مسجد که از مراکز دیدنی مالزی است ، نیز دیدن می کنند. مسجد سلطان صلاح الدین عبدالعزیز شاه، میان مالایی ها با نام مسجد آبی شهرت دارد. دلیل شهرت آن به مسجد آبی، به

ادامه مطلب  

آشنایی با داستان سلطان احمد در سریال ماه پیکر و کارهای سلطان احمد یکم  

آشنایی با داستان سلطان احمد در سریال ماه پیکر و کارهای سلطان احمد یکم
آشنایی با داستان سلطان احمد در سریال ماه پیکر و کارهای سلطان احمد یکم
سریال ماه پیکر دوران سلطنت سلطان احمد یکم تا زمان مرگ او را روایت میکند.که اصلی ترین اتفاقات در زمان بانوی اول دربار ( کوسـم سلطان ) با ورود دختر رومی بنام آناستازیا ( کوســـم سلطان ) به دربار عثمانی موضوع داستان به صورت جدی آغاز می شود.کوســم سوگلی سلطان احمد شده واین امر باعث حسادت بیش تر زنان دربار 

ادامه مطلب  

اشتباه  

به آن غروب عاشقانه همیشه در تزویر              به مویه های غریبانه آن عاشق دلگیر         به آن کبوتر رها از دام         و یا شکسته پر رها در دام        به او که مثل خودم نبود دل بستم        به او که از من خسته بود دل بستم       به او که به دیدارم نیامد باز      به او که ازمن گسست با صد ناز       به او که چون مرا میدید می افسرد       و چون گلی ز دیدار من پژمرد     به او که از من از گذشته ها رمید     و او که اشکهای دیده را ندید      به او که نگاه مرا چون فهمید    و

ادامه مطلب  

 

سلطان به وزیر گفت۳سوال میکنم فردا اگر جواب دادی هستی وگرنه عزل میشوی.سوال اول: خدا چه میخورد؟سوال دوم: خدا چه می پوشد؟سوال سوم: خدا چه کار میکند؟وزیر از اینکه جواب سوالها را نمیدانست ناراحت بود.غلامی فهمیده وزیرک داشت.وزیر به غلام گفت سلطان ۳سوال کرده اگر جواب ندهم برکنار میشوم.اینکه :خدا چه میخورد؟ چه می پوشد؟ چه کار میکند؟غلام گفت؛ هرسه را میدانم اما دو جواب را الان میگویم وسومی را فردا...!اما خدا چه میخورد؟ خداغم بنده هایش رامیخورد.اینکه

ادامه مطلب  

حضور خدا و مقدراتش در زندگی بشریت  

سلطان به وزیر گفت۳سوال میکنم فردا اگر جواب دادی هستی وگرنه عزل میشوی.
سوال اول: خدا چه میخورد؟
سوال دوم: خدا چه می پوشد؟
سوال سوم: خدا چه کار میکند؟
وزیر از اینکه جواب سوالها را نمیدانست ناراحت بود.
غلامی فهمیده وزیرک داشت.وزیر به غلام گفت سلطان ۳سوال کرده اگر جواب ندهم برکنار میشوم.
اینکه :خدا چه میخورد؟ چه می پوشد؟ چه کار میکند؟
غلام گفت؛ هرسه را میدانم اما دو جواب را الان میگویم وسومی را فردا...!
اما خدا چه میخورد؟ خداغم بنده هایش رامیخورد.
ا

ادامه مطلب  

۳ سوال...  

سلطان به وزیر گفت۳سوال میکنم فردا اگر جواب دادی هستی وگرنه عزل میشوی.سوال اول: خدا چه میخورد؟سوال دوم: خدا چه می پوشد؟سوال سوم: خدا چه کار میکند؟وزیر از اینکه جواب سوالها را نمیدانست ناراحت بود.غلامی فهمیده وزیرک داشت.وزیر به غلام گفت سلطان ۳سوال کرده اگر جواب ندهم برکنار میشوم.اینکه :خدا چه میخورد؟ چه می پوشد؟ چه کار میکند؟ غلام گفت؛ هرسه را میدانم اما دو جواب را الان میگویم وسومی را فردا...!اما خدا چه میخورد؟ خداغم بنده هایش رامیخورد.اینکه

ادامه مطلب  

قانون  

 
در قانون جهان من نمی گنجد که ببینم حتی پرپر شدن گل ها ، آشنا بود صدایش وقتی من را خواند و گفت چه سخت است وقتی زندگی را به این شکل ببینی ، احساست یک روز  تو را به زانو در می آورد حالا دنبال همان صدای آشنا هستم که در گوشم من را به دنیایی دور از همه آدم های بی احساس می خواند قول حتمی دنیایش این روزها در گوشم می پیچد .... اکنون هم در جهان من نمی گنجد ببینم واقعیت روزگارانی که در پس زمینه زندگیم به شکل هایی هستند که من را به چالش های ریز و درشت فکر وا می

ادامه مطلب  

سلطان و اخاک - بی معرفت  

دانلود آهنگ جدید و فوق العاده زیبا از سلطان و اخاک بنام بی معرفت که هم اکنون میتوانید آنرا از نرم افزار اندروید و کانال تلگرام و وبسایت رسمی رسانه ساهی موزیک دانلود کنید و گوش کنید.www.sahi-music.ir
دانلود با کیفیت 128
دانلود با کیفیت 320
Sahi-Music

ادامه مطلب  

12 سال گوشم به ضربان قلب امام بود  

12 سال گوشم به ضربان قلب امام بودگفت و گو با دكتر سید حسین عارفی، پزشك معالج حضرت امام خمینی(ره)بزرگ ترین درسی که از ایشان یاد گرفتم این بود که در حرف زدنم، فکر کردنم، در هر گونه اقدامی که انجام می دهم مثلاً اگر نسخه می نویسم یا کارهای تشخیصی انجام می دهم، آنژیوگرافی و آنژیوپلاسی می کنم حتماً خدا را در نظر می گیرم و خدا را بالای سر خودم می بینم من این را از امام یاد گرفته ام امام می گوید در رفتارهای تان و افکارتان خدا را ناظر بدانید. اگر این طرز ف

ادامه مطلب  

پرونده دفاع مقدس و نیروی هوایی ارتش ــ ۳  

"تیر سلطان" بر پیکر فرانسوی‌ها/ بمباران پایگاه الحریه در موصل توسط جنگنده‌های ایرانی
۰۵ مهر ۱۳۹۵
عملیات سلطان در آبان ماه سال ۵۹ و در عمق بیش از ۳۰۰ کیلومتری خاک عراق انجام شد و طی آن، تعدادی از افسران فرانسوی مستقر در پایگاه الحریه در موصل، کشته و زخمی شدند.
 

ادامه مطلب  

مترو  

کاش خدا به جا اینهمه وعده و وعید جهنم و آتیشو سیخ و چوب، یه کلام میگفت آدمای بد رو میبرم مترو، مخصوصا خط قائم
امروز کتک خوردم. من که دیشب تا 2 بیدار بودم، صبح با گیجی و منگی بیدار شدم برم سرکار، خط قایم کنار ایستاده بودم که خانما پیاده بشن، نگه داشتن جمعیتی که از پشت هول میدادن خیلی سخت بود، مخصوصا که اخرین مسافرا پیاده میشن. همون موقع از پشت هولم دادن و داشتم پرت میشدم تو واگن که یه خانوم(بهتره بگم اورانگوتان) زد تو گوشم!! همینطور نگاهش کردم که

ادامه مطلب  

تـــــــــــــــــو لــــــــــــــــــــد فاصله ها  

  شهریور عاشق شده بود
چه کسی اهمیت می دهد 
دیگر نه تاب و تاب سوختن داشت
و نه مثل پاییز قرار عاشقان خسته دل ...
شهریور تنــــــــــــــــــــــــــــــــــها بود
نه گـــــــــــــــرم و نه ســــــــــــرد
نه شاد و نه غمیــــــــــــن
بسان خط فاصلـــــــــــــــــــــــــــــه ای سیاه
تنها سکوتــــــــــی برای شروعی دوباره
و من در میـــــــــــــان این ســــــــــــــکوت متولد شدم
تولــــــــــــــــــد مرگــــــــــــــــی دیگر

ادامه مطلب  

3سوال...  

سوال...سلطان به وزیر گفت۳سوال میکنم فردا اگر جواب دادی هستی وگرنه عزل میشوی.سوال اول: خدا چه میخورد؟سوال دوم: خدا چه می پوشد؟سوال سوم: خدا چه کار میکند؟وزیر از اینکه جواب سوالها را نمیدانست ناراحت بود.غلامی فهمیده وزیرک داشت.وزیر به غلام گفت سلطان ۳سوال کرده اگر جواب ندهم برکنار میشوم.اینکه :خدا چه میخورد؟ چه می پوشد؟ چه کار میکند؟ غلام گفت؛ هرسه را میدانم اما دو جواب را الان میگویم وسومی را فردا...!اما خدا چه میخورد؟ خداغم بنده هایش رامیخورد.

ادامه مطلب  

 

هر کجا سلطان بود، دورش سپاه و لشکر است                                        پس چرا سلطان خوبان بی سپاه و لشکر استبا خبر باشــید ای چشم انتظاران ظهــــور                                                    بهترین سلطان عالم از همه تنهاتر است
آقاجون خجالت زده ام خجالت زده تر از اینم مکن 
من که بنده نالایق توام لااقل بگذار خاک زیر پایت شم                       
 
 

ادامه مطلب  

۳ سوال...  

سلطان به وزیر گفت۳سوال میکنم فردا اگر جواب دادی هستی وگرنه عزل میشوی.سوال اول: خدا چه میخورد؟سوال دوم: خدا چه می پوشد؟سوال سوم: خدا چه کار میکند؟وزیر از اینکه جواب سوالها را نمیدانست ناراحت بود.غلامی فهمیده وزیرک داشت.وزیر به غلام گفت سلطان ۳سوال کرده اگر جواب ندهم برکنار میشوم.اینکه :خدا چه میخورد؟ چه می پوشد؟ چه کار میکند؟ غلام گفت؛ هرسه را میدانم اما دو جواب را الان میگویم وسومی را فردا...!اما خدا چه میخورد؟ خداغم بنده هایش رامیخورد.اینک

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1